با اهدای لوح تقدیر و برپایی ضیافت شام/ اجرای نمایش کوچه عاشقی به پایان رسید
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٥  

جمعه شب گذشته نمایش "کوچه عاشقی" با آخرین اجرای خود و در میان استقبال گرم علاقه مندان و هنرمندان تئاتر به پایان رسید.

مصطفی محمودی، مدیر روابط عمومی و تبلیغات گروه تئاتر پرگار با اعلام این خبر افزود: پس از ژایان اجرای آخر نمایش کوچه عاشقی، طی مراسم وی‍ژه ای لوح تقدیر و نشان سپاس تلار سنگلج از سوی اتابک نادری مدیر این تالار به نصراله قادری نویسنده و کارگردان نمایش "کوچه عاشقی" اهدا شد و نصراله قادری نیز برای قدردانی از تلاش و زحمات عوامل اجرایی تالار سنگلج، لوح های تقدیری را به مدیریت و کارکنان این مجموعه تقدیم کرد. در ادامه این مراسم پس از اجرای موسیقی سنتی و عرفانی ، میهمانان در ضیافت شامی که از طرف نصراله قادری به مناسبت پایان اجرای کوچه عاشقی تدارک دیده شده بود شرکت کردند.

محمودی اضافه کرد: در طول مدت اجرای نمایش کوچه عاشقی تعداد زیادی از هنرمندان- منتقدان و مسئولین فرهنگی منجمله: حمید سمندریان- مسعود دلخواه- اسماعیل خلج- محمد ابراهیمیان- فرزانه کابلی- هادی مرزبان- ناصر آقایی- خسرو احمدی-  پرستو کرمی- انوش نصر- منیژه محامدی- محمد اسکندری- حمید ابراهیمی- سید جواد هاشمی- کاظم احمد زاده- عباس مطلق- داود فتحعلی بیگی- فریده دریامج- مجید جعفری- شهراد وثوقی- پریزاد سیف-  پرویز بشردوست- نیما دهقان- حسین فرخی- امیر دژاکام- محمد حسین صفار هرندی- سید صادق موسوی- محمد رضا الوند- محمد حیدری- بابک فرجی- علیرضا احمد زاده- سید علی تدین صدوقی- مشهود محسنیان- کتایون حسین زاده- مهدی نصیری- مجید امرایی- علیرضا سعیدی و... به همراه عموم علاقه مندان تئاتراز این نمایش دیدار کردند.

وی خاطر نشان ساخت: عواملی که در اجرای کوچه عاشقی با نصراله قادری همکاری کردند عبارت بودند از: طراح لباس: بهیه خوشنویسان، طراح صحنه: فرشاد منظوفی نیا، آهنگساز: مهرداد نصرتی، طراح گریم: افسانه قلی زاده، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: مصطفی محمودی، دستیاران کارگردان: اردلان منشی و محمد علی زمانی، مدیر صحنه و اجرا: سپیده قادری، منشی صحنه: ایده زال زر. بازیگران: محبوبه بیات - رضا مختاری- عزیز نقدی- جمشید صفری - زری اماد - عبدالرضا فرید زاده -بهرام تشکر - زهره پرتوی  - حسین - حامد منافی - علی فرجام فر -وحید جباری - حسام منظور  و بیست از دانشجویان.

همچنین نصراله قادری هم اکنون سرگرم بازنویسی نمایشنامه جدید خود است که اخبار آن به زودی اعلام می شود.


 
نگاهی به نمایش "کوچه عاشقی": کمدی تاریخی- اجتماعی
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۸  

آی سان نوروزی: نمایش کمدی "کوچه عاشقی" نخستین نمایش نصراله قادری در ژانر کمدی است. البته باید اعتراف کرد که تمایل و علاقه قادری به طنزپردازی به ویژه در حوزه زبانی را می توان حتی در جدی ترین آثارش در قالب موقعیت ها و گفتارهای متعدد مورد جستجو قرار داد.
اما کوچه عاشقی به هر جهت کاملاً در قالب کمدی و در شیوه ایرانی آن تولید و اجرا شده و از همین روی در میان نمایش های قادری اثری متفاوت نشان می دهد. اما در کنار این شاید کوچه عاشقی را به واسطه مخاطبان آن نیز بتوان در میان کارهای قادری نمایش متفاوتی دانست؛ به جهت آنکه به واسطه تغییر لحن و گرایش به جذابیت های کمدی مخاطبان بیشتری جذب آن می شوند و عامه مخاطبان همراه با تماشاگران خاص جزء دریافت گران نمایش قرار می گیرند.
قادری در این اجرا با زبانی ساده تر و عام تر تماشاگرانش را مخاطب قرار داده و اگر چه اثرش مثل همیشه متانت و فخامت لازم را دارا است اما ساده تر و همه فهم تر از آثار پیشین او نشان می دهد. قادری با این نمایش یک قدم به تماشاگران عام نزدیک تر شده و در عین حال هیچ گاه از دغدغه های مضمونی محتوای عمیق آثار قبلی عقب نشینی نکرده است. در واقع می توان گفت که کوچه عاشقی شیوه و ابزار ساده تری را در خدمت بیان منظور و محتوای مورد نظر این نویسنده و کارگردان قرار داده است.
تازه ترین نمایش نصراله قادری که این روزها در تالار سنگلج در حال اجراست، در بستر رویدادها و اتفاقات کمیک داستانش پیوندی ساده و در عین حال عمیق به میان حوزه تاریخی، جامعه شناختی و اساطیری ایرانی برقرار کرده و نتایج همنشینی این حوزه ها را به بهره گیری از شگردها و کارکردهای نمایشی در خدمت موضوعیت مرکزی و محوری اش (عدالت) قرار داده است.
حاج ولی اله عدالت پس از مرگ وصیت کرده که هر کس عشق دخترش (عادله) را به دست آورد و در صندوقچه را بدون آسیب رساندن به آن باز کند، مالک باغ رحمت خواهد بود. حالا آدمهای گذر ایرانشهر که هر کدام نماینده طبقه ای از جامعه هستند، طمع مالکیت باغ را در سر دارند.
اهمیت تاریخی و اجتماعی داستان و رویدادهای آن را علاوه بر ساختار ساده این قصه می توان در صحنه نمایش قادری نیز به وضوح مشاهده کرد و مورد ارزیابی و شناخت قرار داد.


در صحنه "کوچه عاشقی" اتاقها، خانه ها، مکانها بر اساس آدمها که نمایندگان طبقات و دوره ها هستند گرداگرد سکوی وسط گذر چیده شده اند. در آخرین قسمت صحنه (عقب- چپ) باغ رحمت که آخرین و انتهایی ترین فضاست قرار داد. گویی آنکه این باغ بهشت ایرانشهر و قلب آن است. از این محدوده مرکزی هر چقدر که جلوتر می آییم و به تماشاگر (جلوی سن) نزدیک می شویم تاریخ و ارزش آن به لحاظ قدمت رویدادگاه معاصرتر می شود. درست در مجاورت باغ رحمت و کمی جلوتر از آن زورخانه شعبان قرار گرفته که بخشی از حافظه واقعی تاریخ اجتماعی را به خاطرمان می آورد و آن طرف تر "عدالت خانه اشک اول" است که تنها تابلوی آن را در ابتدای کوچه ای می بینیم .
در گوشه راست صحنه تکیه حاج حلبی مکان دیگری است که در مقابلش (چپ) تماشاخانه مهرداد جان قرار دارد. در حالی که تماشاخانه مهرداد جان با کوچه دیگری از سقاخانه فاصله دارد ، در مقابل آن خانقاه اکبرخان تجدد قرار داده شده است و در نخستین بخش دو طرف راست و چپ جلو صحنه قهوه خانه (یا تجارتخانه) لوطی اصغر در مقابل مسجد قرار گرفته است.
چینش هوشمندانه این مکان ها در یک قسمت طبقه بالایی را شامل می شود و آن هم آنجاست که کافه موسیو (خارجی ساکن در ایرانشهر) به عنوان طبقه ای الحاقی به تماشاخانه مهرداد جان اضافه شده است.
قادری با همین ترتیب، چینش دقیق و هدفمند دیگری را در پرداخت شخصیت های نمایش اش مورد استفاده قرار داده که این بار شامل جزئیات بیشتری در رفتار، زبان، نقش اجتماعی و مناسبات ارتباطی جامعه مورد نظر نیز هست. بدین ترتیب قادری قادر است تا ترکیب مناسبی از نشانه ها را در جهت درک و شناخت محتوای داستانش با هم همنشین کرده که تماشاگر را در رسیدن به پیام نمایش در رابطه با مضمون معاصر آن راهنمایی می کنند.
"کوچه عاشقی" مضمون و موضوعی معاصر را درباره عدالت تاریخی و اجتماعی در محتوایش مورد اشاره قرار داده و این محتوا را با فرم اجرایی متناسب با آن پرداخته است. در این شرایط نمایشی جذاب به زبان کمدی و با مفاهیمی عمیق و ارزشمند درباره عدالت، جامعه و تاریخ ایران در معرض انتقال با مخاطب قرار می گیرد.
دکور و صحنه آرایی، داستان، موقعیت و گفتار، میزانسن و .. در نمایش نصراله قادری به خوبی مورد استفاده قرار گرفته اند و چینش مناسبی از عناصر و مولفه های نمایشی را در قالب یک کلیت هدفمند نتیجه داده اند. این نتیجه زمانی به هدف گروه اجرایی نزدیک می شود که اول؛ تماشاگر نمایش را ببیند، از آن لذت ببرد و با وقایع و رویدادهایش درگیر شود و دوم؛ مخاطب آن را درک کند و مفاهیم اش را بفهمد.
اما در کنار همه اینها حضور موفق بازیگران نمایش قادری را که حاصل مدیریتی هماهنگ و ظاهرا تمریناتی سخت و مستمر است؛ نیز نقش زیادی در جذابیت و کیفیت اجرا دارد.
رضا مختاری (حاج حلبی) ، جمشید صفری (شعبان خان) ، بهرام تشکر(مهرداد جان)، حسین شمس (لوطی اصغر)، زری اماد (لاله سیا) و علی فرجام فر(اکبر خان تجدد) که ترکیبی از بازیگران حرفه ای و کم کارتر تئاتر هستند بازی یکدست و هماهنگی را ارائه می کنند که از میان آنها بویژه مختاری، تشکر و اماد بیشتر از سایرین موفق نشان می دهند.
نمایش نصراله قادری که یک کمدی ایرانی است که مضمونی ایرانی از تاریخ گذشته و امروز را با شیوه های نمایش ایرانی به قالبی تئاتریکال و مطلوب نزدیک کرده است.


 
محمد حسین شمس: از "داش آکل" گل و قداره تا "لوطی اصغر" کوچه عاشقی
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۸  

محمد حسین شمس، بازیگر نقش لوطی اصغر در نمایش کوچه عاشقی، به عقیده تماشاچیان این نمایش، بازی روانی را ارائه داد. از همین رو گفت و گویی را با وی انجام داده ایم که چکیده ان را می خوانید:

* معرفی و بیوگرافی و فعالیت های هنری:

متولد 1357 گرگان و متاهل. آغاز فعالیت در زمینه بازیگری از سال 72 در انجمن سینمای جوانان زیر نظر ایرج راد و امین تارخ.

بازی در نمایشهای: قهوه خانه ای در آخرزمان- مرگ در میزند- به من میگن مکنا- و صدای شکستن چیزی شبیه آدمی- برگشتن در کار نیست- امشب شب تو نیست- پستوخانه- پایین گذر سقاخونه- پروانه ها در باد- سی ام اسفند سال کبیسه- گل و قداره- شوک.

فعالیتهای سینمایی و تلویزیونی:بازی در فیلمهای تلویزیونی مرد هزار لبخند- شیطونک و شروین- شش در چهار- آوایی در گلستان- خاک خدا- آرزوی بزرگ طالب- افتتاح- دشت سنگی- شطرنج زندگی- کندس پادشاه- برگردید گنج همینجاست- انتخابات- ابرهای تیره

مجری برنامه زنده کوچه باغ- گویندگی مستند 25 قسمتی گلستان نامه- مستند نیش و نوش و تیزرهای تبلیغاتی و رادیو تلویزیونی.

* تفاوت عمده تئاتر تهران با شهرستان:

در اختیار نگذاشتن بودجه کافی برای ساخت یک تئاتر؛ در تهران کارگردان بر مبنای دکور- بازیگر- موسیقی لباس- گریم و .. که هرکدام نرخ جداگانه دارند به جمع بندی بودجه می رسد ولی در شهرستانهابعد از گذشتن از هفت خوان اداری و بازبینی و توانایی کارگردان  و تهیه دکور و موسیقی و گریم و ... تازه در مرحله آخر نوبت به بودجه میرسد که بودجه اندک درخواستی کارگردان با بودجه مصوب اداره کل از زمین تا آسمان تفاوت دارد. و نکته مهم تر اینکه در تهران تضمین 30 اجرا و سی شب برای یک کار وجود دارد اما در شهرستانی مثل گرگان حداکثر می توانیم دلمان را به  هشت شب شب اجرا خوش کنیم!؟ باز هم بگویم که تفاوت از زمین تا آسمان است؟ و میان ماه من تا ماه گردون ...؟

* آیا بازیگری را ادامه می دهی؟

پیشه اصلی من بازیگری است.و نهایت عشق که روی صحنه بازی می کنم.اما نویسنگس و کارگردانی هم عالم خودش رو داره. در این بسین کارگردانی نماهنگ و یا فیلم کوتاه را خیلی بیشتر دوست دارم  و چند طرح رو هم با همکاری دوستان آماده ساخت داریم که انشاءالله به محض برگشتنم به گرگان حتما اقدام  می کنیم.

*حرف آخر

تشکر از همسرم خانم بحری- آقای بابک فرجی- دکتر منتظری مدیر کل ارشاد گلستان- احمد قلیشلی مدیر روابط عمومی اداره کل ارشاد استان- رحمان هزار جریبی- امیر شمس- محمدرضا مولودی- مهدی صمدی- مازیار ملک- مسعود طاهری هادی بهمنی و از همه مهمتر دعای خیر مادرم برای موفقیتم.


 
نقد تماشاگران بر کوچه عاشقی
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧  

آقای محمد حنیف - نویسنده و پژوهشگر - که تماشاگر یکی از اجراهای کوچه عاشقی بود، مطلبی را از نگاه خود و دوستانشان در نقد کوچه عاشقی نوشته و برایمان ارسال کردند که توجهتان را به آن جلب می کنیم:

به نام خدا

خدمت دست اندرکاران محترم نمایش کوچه عاشقی

آنچه می نویسم حاصل اظهار نظر جمع پنج نفره ای ست که نمایش را دیدند.

سه نفر کار را خیلی پسندیدند و دو نفر کار را در مجموع خوب اما متوسط ارزیابی کردند .

 

 

مضمون : هر چند می شد برخی جریانات تاریخی ایران همچون 28 مرداد یا مشروطه و یا جریانات خیلی قبلتر را اساس محتوای نمایش دانست ولی به نظر می رسید که هدف نویسنده بررسی نقش جریانات مختلف اجتماعی سیاسی وفرهنگی ایران در رابطه با ماترک این مرز و بوم بوده باشد .و از نگاه نمایش نامه نویس تمامی جریانات همچون دراویش ، تکیه دارها ، تجار ، هنرمند خود باخته وتحصیلکرد گان  غربزده و مردم فرومایه ( از نظر فرهنگی ) و همچونین طرفداران و صاحبان ایدئولوژی های غیر اسلامی در حقیقت به دنبال سوئ استفاده از این نعمت خدادادی بوده اند . و جالب اینکه در میان همین ها نیز کسی پیدا نمی شود که به همدست خود نیز اعتماد داشته باشد و همه این دسته ها نیز در دعوای خود بر سر لحاف ملا در صدد هستند که از دیگران اموال دزدی را بربایند ..

هر چند طرح بعضی از مسائل شجاعت و جسارت می خواهد که از این رو باید گفت دست مریزاد ،‌اما نقد جامعه توسط نویسنده بی رحمانه ، غیر منصفانه و یک جانبه انجام گرفته است .آیا به راستی تمامی متشرعین ، انجمن حجتیه  ای ها ، تمامی فرقه های صوفیان و .... در صدد تصاحب باغ رحمت و صاحبان آن بودند  و تنها دو گروهی که نویسنده محترم نشان داد در جامعه صداقت نشان داد ؟ من به عنوان کسی که تعدادی کتابهای تاریخی خوانده ام نمونه های خلاف نظر نویسنده را می شناسم  .

بحث پیرامون خود نمایش نامه خصوصا از نظر گره افکنی ، گره گشایی و شخصیت پردازی و حرکت رو به اوج حوادث ، گفت و گوها و آغاز و انجام نمایش و داستان نمایش بسیار شد ، با دوستان که متاسفانه مجال اندک اجازه نمی دهد وامید وارم بتوانم نمایش دیگر ی از این هنرمند ارزنده را ببینم ،( هر چند برای من که مثل شما حرفه ای تئاتری نیستم یک بار دیدن کم است) 

بحث بعدی در باره کارگردانی و بازیگری ست که البته دو نفر از دوستان که فیلم ساز بودند و در باره شگرد های کارگردان محترم توضیحاتی دادند که باعث شد  لذت من از دیدن کار دو چندان شود .و به پیچیدگی  های کاری اینچنین بزرگ واقف شوم . اما عموما از کارگردانی و بازیها راضی بودند و ایراد اصلی(  البته من ) بر سر خود داستان نمایش و محتوای آن بود .به هر حال از بازیگر ان با تجربه ای مثل خانم بیات و آقایان فرید زاده و محتاری انتظاری جز این بازیهای خوب نمی رفت ، هر چن خانم بیات یکی دو جا دوستان می گفتند دیالوگهایش را فراموش کرده و تا یادم نرفته بعضی از بازیهای در سایه اهالی ایرانشهر  ستودنی بود و البته مثلا صوفی کاش همهم بازیهایش مثل همان قسمت اول و شعر خواندنش می شد و یا لوطی و لاله سیا و زوجش و خوب بودند  و دیگران نیز

مطلب بسیار مهم دیگر این است که نام کارگردان و آثارشان شناخته شده است و برای چنین فردی دادن اطلاعاتی در بروشور تبلیغ منفی ست این را از نظر روانی می گویم .

 


 
گفت و گو با رضا مختاری - بازیگر نقش حاج حلبی -
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱  

گپ♦ تئاتر ایران

یارتا سازش ‏ - پنجشنبه 22 اسفند 1387 [2009.03.12]

منبع: روز آنلاین

رضا مختاری از بازیگران پیشکسوت تئاتر ایران است که این روزها درنمایش "کوچه عاشقی" به کارگردانی ‏نصرالله قادری و درتالار سنگلج به ایفای نقش می پردازد. با این هنرمند بزرگ تئاتر ایران به گفت و گو ‏نشسته ایم.‏

‎بازیگری! هرروزبدتر ازدیروز‎

ocheasheghib.jpg

‎آقای مختاری،همکاری شما درنمایش "کوچه عاشقی"چگونه شکل گرفت؟‎
من ونصرذالله قادری سال هاست که یکدیگر را می شناسیم و از دوستان بسیار قدیمی هستیم. ایشان با نحوه و ‏ارائه کاراکترهای من در نمایش ها آشناست ومن هم به خوبی تفکرات ایشان را می دانم. چندین نمایش را به ‏کمک یکدیگر به صحنه برده ایم که اجراهای موفقی بوده اند. دراین نمایش هم به بنده لطف داشته اند ونقش حاج ‏حلبی ررا به من پیشنهاد نمودند.‏

‎درمورد شخصیت حاج حلبی بیشتر بگویید.‏‎
این شخصیت یکی از نقش های بسیار جذاب نمایشنامه کوچه عاشقی است.فردی مذهبی که برای اینکه پیشرو ‏او در جهان حاضر باشد هرکاری می کند.تفکرات و اعتقادات این فرد مضحک است و در شکل اجرایان به من ‏کمک شایان توجهی کرد. حاج حلبی نمونه اغراق شده افرادی است که تلاش می کنند تا ظلم وجور در جهان ‏بیشتر شود تا اتفقاق مهمی بیفتد.‏

‎حاج حلبی در نگاه ابتدایی دارای عقاید بسیار کمیکی است اما با رشد و پیشرفت درام دست اوبرای ‏مخاطب رو میشود. چند وجهی شدن این نمایش تا چه میزانی تاثیر متن و چه مقداری وام گرفته از نیروی شما ‏در بازیگری بوده است؟‎
همه هفت نفر در کوچه عاشقی دستی در حیله گری دارند. ریشه اصلی اتفاق در متن موجود بود و اصلا ‏نویسنده دست بازیگران را برای ارائه کاراکترهای چند محوری باز گذاشته بود. هریک از این افراد برای خود ‏دارای مشخصه های بخ خصوصی هستنند و نوع ارتباط آنها با بازیگران و افراد روبرویشان متفاوت ‏است.متن بسیار شفاف است و بازیگر با ید کمی باهوش باشد تا بتواند لقمه را درست آماده سازد.‏

‎درنمایش شخصیت حاج حلبی، مهرداد جان واکبرخان تجدد زاویه نشین تلاش دارند تا بار کمیک ‏نمایش را به دوش کشند.این هماهنگی و اجرا تا چه میزانی منحصر به قدرت بداهه گویی است؟‎
همه لحظات بداهه نمایش قبل ازاجرا با کارگردان هماهنگ می شود. در چنین نمایشی امکان ندارد که قبل ‏ازاجرا و با ناهماهنگی دست به بیان کلمات ،بیان و رفتاری زنیم که از قبل مطرح نشده باشد.‏

‎این اتفاق به دلیل زبان خاص نمایش نیست؟‎
بله. کاملا درست است. دیالوگ نویسی کوچه عاشقی به گونه ایاست که همه بازیگران برای خود نشانه هایی ‏دارند و هرکس بخواهد آنها را به هم بریزد باقی بازیگران درروی صحنه مات ومبهوت می مانند. هردیالوگ ‏وابسته به و تنیده به دیالگو قبل و بعد است. همه بازیگران این نمایش قدرت بداهه گویی دارند اما هدایت آنها ‏درنحوه بازی کردن توسط کارگردان بهدرستی شکل گرفته است.‏

ocheasheghi2.jpg

‎حلبی در نمایش بیش از هرکسی با لوطی اکبرخان بادامکچی در ارتباط است و تفکرات خود را با ‏او در میان می گذارد. لوطی اکبر نمونه بارز فردی است که تلفیقی از سیاست وتجارت دران شکوفا شده است. ‏جایگاه حلبی در این میان به چه شکلی بوده که انتقال و ارتباط را قابل هضم کرده است؟‎
به هرحال فرمانده داخلی این افراد لوطی اکبر است. به دلیل اینکه او ثروت دارد. قدرت دارد و در نهایت ‏سیاست. البته سیات گذار اصلی نمایش موسیو است و لوطی اکبر نوکر دربست او. ولی یادمان باشد که همه ‏احزاب و گروههای موجود درنمایش از اکبرخان به عنوان یک رهبر حساب می برند. شرایط حاج حلبی هم ‏همین گونه است.‏

‎عنصر جادو و جادوگری درابتدای نمایش وجود دارد به عنوان یکی از مشخصه های حلبی وجود ‏دارد اما درطول نمایش ناگهان به فراموشی سپرده می شود. چرا؟‎
یکی از اعتقادات افراد این طوری همین مبحث جادو و جادوگری است. سعی کرده ایم در ابتدای نمایش آن را ‏انتقال دهیم اما در همه جای نمایش دلیلی برای نشان دادن وجود نداشت. چون اصلا جای مشخصی برایاین ‏کار و ضرورت اجرای وجه جادوگری نبود. البته در طول نمایش آن عنصر درعصایی که دردست است دیده ‏می شود.‏

‎آقای مختاری،وضعیت بازیگری در سال 87 را چگونه ارزیابی می کنید؟‏‎
این یک مبحث بسیار کلی است و در یک مصاحبه نمی شود درمورد ان نظر داد.ولی متاسفانه باید بگویم با ‏وجود استعدادهای بسیار خوبی که درایران است عدم تمرینات کافی باعث شده است تااغلب با نقش ها بسیار ‏ساده برخورد کنند و غم نان هم شکل بازیگری را تحت تاثیر خود قرار داده است. هر بازیگربرای امرار ‏معاش دست به کارهایی می زند که اصلا درکلاس و شخصیت هنری فرد نیست و در نهایت جوابش را روی ‏صحنه می بیند.این طور که پیداست وضعیت نه تنهاخوب نمی شود که هرروز بدتر ازدیروز پیش می رود.‏

‎به نظرتان اشکال از بازیگران است یا دولتمردان؟‎
همه چیز را نمی شود به گردن دولتمردان انداخت.بخشی از مشکل انها هستند وبخش دیگر جریانی است که ‏خود بازیگر برای خود فراهم می آورد. چگونگی برخورد با نقش و انتخاب متن و از این دست کارهای ‏تکنیکی که به حاکمان ربطی ندارد.‏

‎مهم ترین فاکتور شما برای قبول ایفای نقش در یک نمایش چیست؟‎
متن خوب می تواند بسیار ازمشکلات کارکردن را ازقبل برای همه دست اندرکاران یک گروه تئاتری حل و ‏فصل کند. پس از آن کارگردان و تفکرات او. درکنار همه اینها قرارداد خوب و پرداخت دستمزد به موقع(می ‏خندد)‏

 

 


 
نقدی دیگر بر کوچه عاشقی
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۱  

نمایش روز♦ نئاتر ایران

جمشید کمالی - پنجشنبه 20 فروردین 1388 [2009.04.09]

منبع: روز آنلاین

نمایش کوچه عاشقی سعی دارد با توسل به شیوه های اجرایی نمایش ایرانی داستان خود را روایت کند. ‏نصرالله قتدری اجرای این نمایش را از اسفندماه گذشته در تالار سنگلج آغاز کرد و پس از پایان تعطیلات ‏نوروز تنها نمایشی بود که کار خود را زود تر از سایر نمایش ها ادامه داد. ‏

kocheasheghi1.jpg

‎گذشته و امروز روی مرز کمدی‎

نویسنده و کارگردان: نصرالله قادری. طراح صحنه: فرشاد منظوفی‌نیا‌. موسیقی: مهرداد نصرتی. بازیگران: ‏محبوبه بیات، رضا مختاری، عزیز نقدی، جمشید صفری، زری اماد، عبدالرضا فریدزاده، بهرام تشکر، ‏زهره پرتوی، حسین شمس، حامد منافی، علی فرجام‌فر، وحید جباری، حسام منظور. ‏

‏ خلاصه داستان: "کوچه عاشقی" حکایت خیابان ایرانشهر است که در دل آن عمارت حاج ولی‌الله عدالت و ‏تنها ورثه‌اش عادله خانم بنا شده است. هفت تنان به بهانه عاشق شدن بر عادله در پی تصاحب عمارت هستند. ‏اما عادله دل در گرو عشق سیاوش سپرده و شرط گذاشته که هر کس توانست راز صندوقچه حاج ولی‌الله را ‏بگشاید به وصلت او درمی‌آید. به توطئه هفت تنان، سیاوش به قتل می‌رسد و عادله تنها می‌شود. ‏

نصرالله قادری سال گذشته دو نمایش کریستال تاور و من قاضی‌القضاتم که مرگ مرد مهر کردم به مهر را ‏روی صحنه برد که هریک ژانر جداگانه ای داشت. نمایش کوچه عاشقی نخستین تجربه جدی قادر در حوزه ‏تئاتر کمدی محسوب می شود. ژانری که تاکمون قادر سراغ آن نرفته بود و فضای عبوس عمومی کارهایش ‏مانع از این دریافت می شد که وی روزی تصمیم به انجام این کار بگیرد. ‏

کارگردان در نمایش کوچه عاشقی سراغ نماد ها و نشانه های ادبی و دراماتیک تئاتر ایران رفته و انها در ‏یک ساختار کمدی بیان می کند. این نشانه ها گهگاه کارکرد خود را از دست می دهند اما قادری که تاکنون ‏آثارش با واکنش های متفاوت اهالی نمایش رو به رو شده توانسته استفاده مناسبی از آنها انجام دهد. ‏

قادری در بیان داستان مورد نظر خود در کوچه عاشقی تعدادی تیپ آشنا برای مخاطب که از آنها خاطره ‏جممعی دارد را برگزیده و مبنای داستان خود را بر اساس آن بنا می نهد. این انتخاب به تماشاگر کمک می کند ‏تا چندان درگیری فکری با فضای اولیه نمایش نداشته و بلافاصله با شروع کار در فضا قرار بگیرد و نمایش ‏را دنبال کند. درواقع قادری نمایش خود را نه از روی صحنه که در ذهن تماشاگر آغاز می کند که این البته از ‏خصلت های نمایش های آئینی ایرانی است. تماشاگری که به دیدن یک کار سیاه بازی می رود بخشی از ‏تجربه خود را نیز وارد دنیای نمایش می کند و از همین روی کارگردان باید با علم به این مسئله عناصر و ‏ساختارهای متفاوت را کنار یکدیگر قرار دهد. ‏

قادری اما فراموش می کند که ایده استفاده از حافظه جمعی تماشاگرممکن است که زود کارکد خود را از دست ‏بدهد. با توجه به گسستی که ما سال ها در حوزه نمایش های ائینی میان مردم و تئاتر بوده این نسلی عناصر و ‏کارکردهای این گونه نمایش ها را از خاطر برده اند و از همین رو در برخی لحظات نیاز به یاد آوری هایی ‏هست که عدم پرداختن به انها می تواند موجبات فاصله پذیری تماشاگر و فضای نمایش را به دست اورد. این ‏نکته ای است که به نظر می رسد قادری آن را فراموش کرده است و از همین رو داستان نمایش کمی دیر ‏شروع شده و همین فضا را برای دقایق اولیه ملال آور می کند. ‏

kocheasheghi2.jpg

حاج حلبی(پیرمرد متحجر مذهبی)، لوطی اصغر(بازاری ریاکار)، شعبان خان(بزن بهادر بی‌مخ)، مهرداد ‏جان(هنرمند متجددنما)، اکبرخان تجدد(صوفی متظاهر)، اشک اول(وکیل مترقی نما)، موسیو(خارجی و ‏بیگانه فرصت طلب)، سیاوش(جوان عاشق ایرانی) و... تیپ‌هایی هستند که داستان کوچه عاشقی این امکان را ‏به تماشاگر می دهند تا بتواند فضاهای مختلف اجتماعی نهفته در بطن کار را تجربه کند. ‏

قادری در بطن داستان خود سراغ اسطوره های سیاوش و فریدون می رود و اینجا دوباره حافظه تماشاگر خود ‏را به یاری می گیرد. او می خوهد از مزرگ شهادت گونه سیاوش و عدالت خواهی فریدون استفاده کند تا آنها ‏را با فضای امروزین داستانش گره بزند. او سریع از تماشاگر می خواهد که این شخصیت های اسطوره ای را ‏به تاریخ امروز گره بزند تا بتواند هدف خود را در این میان مورد استفاده قرار دهد. از سوی دیگر فضای ‏کمیک نیز نمایش را به سمتی می برد که ما شاهد یک سوگ مضحکه باشیم. یعنی کار به نوعی در دل خود بر ‏عدم تناسب میان این شخصیت های اسطوره ای و جامعه امروز نیز تاکید می کند. همین مسئله البته کار را در ‏نقاطی با ابهام و تناقض نیز رو به رو می کند. یعنی در برخی صحنه ها قادری به اندازه ای درگیر فضاهای ‏کمدی می شود که همنشینی تاریخی قهرمانانش را فراموش می کند و از سوی دیگرمی دان پرداختن سطحی ‏به این اسطوره ها در نمایش نیز می تواند کارکردی معکوسی داشته باشد. ‏

پیرنگ و الگوی رفتاری روایی داستان کوچه عاشقی اگرچه متعهد به نمایش های شادی آور ایرانی است اما ‏در عمل بیان پیچ و خم ها و تعلیق هایی که در آن نهفته قرابت هایی را با نمایش های غربی پیدا می کند. ‏نمایش کوچه عاشقی با توجه با نمایش هایی که تاکنون از قادری دیده ایم می تواند نقطه عطفی در کارنامه او ‏باشد.


 
نقد روزنامه رسالت بر نمایش کوچه عاشقی
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠  

نویسنده: کمال امین

نویسنده و کارگردان: نصرالله قادری
    بازیگران: محبوبه بیات- زری اماد - رضا مختاری- عبدالرضا فریدزاده - زهره پرتوی- حسام منظور و...
    زمان و مکان اجرا: اسفند 87 - تماشاخصنه سنگلج
    جشنواره هنری عدالت و امید اگر چه دیر هنگام به وقوع پیوسته اما می تواند حرکتی رو به جلو بوده و فرایند مثبتی را برای جامعه پدید آورد. هنرمندان که پیشتازان و پیشگامان جامعه محسوب می شوند، به درستی می توانند با پژوهش ها و نگرش های دقیق، نکات مثبت و منفی این دو واژه مهم را دریابند و در آثار هنری، کاستی های آنها را فاش نمایند. هنرهای نمایشی یکی از تاثیرگذارترین بخش های این جشنواره هنری می تواند قلمداد شود و اگر مسئولان فرهنگی و هنری کشور، امکانات لازم و کافی در اختیار هنرمندان کشور از همه اقشار قرار دهند، مطئمنا در دوره های آتی، بازتاب های مثبت آن را نه تنها در ایران، بلکه در اقصی نقاط جهان، در خواهند یافت. کوچه عاشقی یکی از آثار نصرالله قادری است که در بخش غیر رقابتی جشنواره هنری عدالت و امید شرکت جسته و می تواند به عنوان یک الگو و نمونه، به دور از زوایدی که در متن اثر وجود دارد، معرفی شود و با حمایت و پشتیبانی مسئولان فرهنگی هنری کشور و اجرا در مکان های مختلف تهران و شهرستان ها به نتایج دلخواه دست یابد و دریافتگران عام و خاص را با عدالت و امید، آشنا سازد و موانع و کارشکنی هایی را که در راه رسیدن به عدالت وجود دارد و نومیدی را به جای امید، رواج می دهد، معرفی کند.
    متن اثر نمایشی، اگر چه به مسائل دیروز جامعه می پردازد، اما می توان به رویدادهای امروزین جامعه نیز نسبتش داد. در زمان معاصر نیز برخی بر این باورند که برای برقراری عدالت، باید ظلم و جور و ستم افزایش یابد، تا در ظهور ناجی عالم، تعجیل صورت پذیرد، همان گونه که در نمایش کوچه عاشقی، افرادی خشکه مقدس به دین و مذهب از زاویه ای خاص می نگرند.
    در حقیقت همه افراد در گذر ایرانشهر که به نوعی می توان گفت یادآور ایران زمین است، از دیدگاه های مشابهی برخوردارند و از موسیو که صاحب کافه ای به سبک و سیاق گذشته است، تا لوطی اصغر و مهرداد جان که هنرمند ظاهر بینی است و تماشاخصنه ای را نیز اداره می کند، همه و همه افکار مشابهی دارند و به پهلوان پنبه ای به نام شعبان بی مخ که فقط و فقط به عیش و عشرت و مادیات توجه ای خاص دارد، متکی هستند و با طرح توطئه ای شوم، به همراه همه اهل کوچه عاشقی و همسو با نظرات وکیل اشک اول، و با اجیر کردن دخترکی فالگیر و عبدل چلغوز، برای رسیدن به باغ رحمت که از آثار به جا مانده ولی الله خان است، با ترفندهایی ویژه به سمت عشق مجازی رهسپار می شوند تا بدین طریق، عدالت را در جامعه برقرار سازند و با تصاحب عادله تنها دختر ولی الله خان به وصال مادی خویش برسند و در پی وصال به چنین نیت پلیدی جوانی به نام سیاوش را به دار می کشند، اما غافلند که خدای عدالت گستر، نقشه همه آنان را باطل کرده و راه دیگری را بر می گزیند و تنها فرزند سیاوش، که مدتی از دیار خود، دور بوده، ظاهر می شود و نقشه همه را بر آب کرده و با گشودن صندوق ولی الله خان، درس خودشناسی را در قالب المان آینه به آنان هدیه می کند.


    نتیجه ای که نصرالله قادری در پایان نمایش به مخاطبان ارائه می دهد خودشناسی است و اینکه تنها برای رسیدن به عدالت باید خود را شناخت و تا به این مقوله معرفت نیابی هر گز به عدالت دست نخواهی یافت و بذر امید در جامعه پراکنده نخواهد شد.
    اثر نمایشی کوچه عاشقی اگر چه از دیالوگ های سنگینی برخوردار است اما به گونه ای است که قابل فهم عامه است و اگر نویسنده اثر می توانست بعضی از کلمات را ساده تر و روان تر و سلیس تر به کار ببرد، تاثیرات مثبت تر و بهینه تری را بر اذهان دریافتگران بر جای می گذاشت. در ضمن حضور برخی از آدم ها زاید به نظر می رسد به عنوان نمونه وجود مسیو و لوطی اصغر اگر در نمایش نمی بود، هیچ خللی در کار ایجاد نمی شد، چنین رویدادهایی می توانست در تماشاخصنه مهرداد جان صورت گیرد، هنرمندی که می توانست از آبشخور بیگانگان بهره مند باشد و طرح توطئه را نیز با هماهنگی بیگانگان صورت دهد. حضور مردم ایرانشهر که با وضعیتی ناخوشایند و نامطلوب چندین بار پی در پی و با وضعیتی ناموزون و نامتجانس با عصاره اثر، تجلی می یابند و اثری مخرب بر اجرا می گذارد.
    فرشاد منظوفی نیا یکی از درخشانترین طراحی های صحنه ای را در کوچه عاشقی تجلی می دهد و با شناخت دقیق رویدادگاه نمایش، از همه امکانات، به نحو مطلوب بهره می گیرد و استادانه و ماهرانه، کار را به جلوه جذابی سوق می دهد.
    بهیه خوشنویسان در طراحی لباس، دقت و ظرافت خاص خویش را به کار می گیرد و با ترکیب بندی موزون رنگ ها، شادی و نشاط مضاعفی را در اجرا پدید می آورد و اگر در طراحی لباس استاد صورتگر، دقت و ظرافت بیشتری می کرد، به طور حتم و یقین دلچسب تر و دلنشین تر رخ می نمود. مهرداد نصرتی آهنگساز کار، همراه با صدای سروش قادری، فرح و انبساط خاطر دریافتگران را افزایش می دهد و با به کارگیری ملودی هایی که نوازشگر روح و جان آدمیان است، بر جذابیت و شیرینی اجرا می افزاید. و اما کارگردانی کار و هدایت بازیگران به جز وضعیت های نابسامان میزانسن ها که در فرازهایی از اجرا به صورتی ناموزون پدیدار می شود و بهره گیری از ابعاد هندسی، نامتجانس تجلی می یابد و حالت ایستایی آنان، غیر اصولی و غیر تکنیکی، جلوه گر می شود، بسیار فراتر از متن است و تلاش و کوشش نقش آفرینان پسندیده و قابل ستایش است.
    زری اماد بازیگر پرتوان و پر انرژی عرصه تئاتر کشور، درخشانترین بازی خود را در ایفای نقشی متفاوت، ارائه می نماید و با استارت شایسته، حرکت اجرا را به جلو می راند و نظر دریافتگران را به سمت و سوی عمق اثر سوق می دهد، او با درک کامل ظاهر و بطن نقش لاله سیا، کاملاصحنه را در اختیار می گیرد و همسو و همراه با نقش مقابل خود، عبدل چلغوز که حامد منافی ایفاگر نقش آن هست، توجه همگان را بر می انگیزند. رضا مختاری از تمام نیروی بالقوه خود استفاده بهینه ای می کند و ماهرانه در به فعل درآوردن نقش خود، توانمندانه می کوشد. محبوبه بیات با حضور پر صلابت خود، به زیبایی، نقش دایه را می آفریند و جلوه خاصی بر صحنه می بخشد. شعبان خان در قالب جمشید صفری آن گونه که باید، نمی گنجد و اغراق و غلو آمیز بودن بازی در فرازهایی، صدمه ای فاحش بر پیکره نقش وارد می سازد.
    حضور عبدالرضا فریدزاده در هیبت استاد صورتگر، شعله درخشانی را در صحنه بر می افروزد و بر داغی اجرا می افزاید.